تبليغاتX
shaad.ir
 

یک دی وی دی بصورت صوتی ( MP3 ) با کیفیت بالا شامل مباحث زیر از دکتر فرهنگ هولاکویی :

1. فلسفه و هدفهای پرورش تعلیم و تربیت کودکان و نوجوانان (شامل آموزشهای قبل و حین بارداری)

2. پرورش و تربیت کودکان از تولد تا 3 سالگی (نکاتی که هر پدر و مادری باید بداند)

3. پرورش و تربیت کودکان از 3 تا 7 سالگی

4. پرورش و تربیت کودکان از 7 تا 13 سالگی

5. پرورش و تربیت کودکان از 13 تا 19 سالگی

6. افسردگی (شناخت علل و عوامل و راههای مقابله با آن)

7. خشم و عصبانیت
(شناخت علل و عوامل و راههای مقابله با آن)

8. ترس اضطراب و وحشت
(شناخت علل و عوامل و راههای مقابله با آن)

9. سمینار ازدواج و خانواده

10.
سمینار انسان و عشق

11. سمینار آزادی 

12. مشاوره آموزنده دکتر با مردم

13. 50 باید و نباید در زندگی مشترک ( نکات بسیار مهم و آموزنده در زندگی زناشویی)

14. اگر جوان بودم ( مواردی که هر فرد جوانی باید بداند )

15. علم و شبه علم (سمیناری بسیار جالب و روشنگر)

16. تیپ های شخصیتی

17. اختلالات شخصیتی یا شخصیت ناسالم

18. سمینار خوشبختی

امکان خرید پستی هم فراهم است: 

[ ] [ ] [ شادی ]

وصلت ما از ازل یک وصلت ناجور بود
من که خود راضی به این وصلت نبودم زور بود

درس و دانشگاه بالکل بی بخارم کرده بود
بسکه بودم سر بزیر و در غذا کافور بود

رخت دامادی پدر با زور کرد اندر تنم
گفت باید زن بگیری وَ خود این دستور بود

چندباری خواستگاری رفته بودم بد نیود
میوه می خوردیم و کلاً سور و ساتم جور بود

این یکی گیسو کمند و وان یکی بینی بلند!
این یکی چشم آبی و آن دیگری مو بور بود

سومی هم دو برادر داشت هر جفتش خفن
اولی خر فهم بود و دومی خر زور بود

خانواده گرچه یک اصل مهم در زندگی است
انتخاب اولم ناجور و باباش مرده شور بود

تیکه‌ای بود دیدنی، هم صورت وهم سیرتش
مشکلش در آن هزاران سکه ، از مهر خانم مزبور بود

با خودم گفتم که کی داده...گرفته، بی خیال
حیف از شانس بدم کو، دامادشان مأمور بود

این غزل را توی زندان من سرودم یک نفس
شاهدم ناصر سه کلّه با کَرم وافور بود

زن عذاب است و همه‌اش درد و بلا، با این وجود
می گرفتم یک زن دیگر اگر مقدور بود

[ ] [ ] [ شادی ]
حیف نون در یک تست هوش دردانشگاه که جایزه یک میلیون دلاری براش تعیین شده شرکت کرد سوالات این مسابقه به شرح زیر بود

جنگ 100 ساله چند سال طول کشید؟
... الف- 116 سال ب- 99 سال ج- 100 سال د- 150 سال
... ... حیف نون  از این سوال بدون دادن جواب عبور کرد


ادامه مطلب
[ ] [ ] [ شادی ]
جغرافیاى خانم ها
خانم ها در سن ۱۸ تا ۲۱ سالگى ، مانند آفریقا یا استرالیا هستند :
نیمه کشف شده، وحشى، با زیبایى هاى افسون کننده ى طبیعى.
در سن 21 تا ۳۰ سالگى، مثل امریکا یا ژاپن هستند:
کاملا کشف شده، بسیار توسعه یافته، آماده براى معامله، مخصوصا معامله با پول نقد یا اتومبیل .
در سن 30 تا ۳۵ سالگى، مانند هند یا اسپانیا هستند:
بسیار داغ، آسوده خاطر و آرام، و آگاه به زیبایى هاى خود.
بین سن 35 تا ۴۰ سالگى، مانند فرانسه یا آرژانتین هستند:
بدین معنا که اگر چه ممکن است در جریان جنگ نیمه ویران شده باشند، اما هنوز جاهاى بسیارى براى تماشا دارند .
در سن 40 تا ۵۰ سالگى، مثل یوگسلاوى یا عراق هستند:
جنگ را باخته اند. هنوز گرفتار اشتباهات پیشین اند. و به باز سازى کامل نیاز دارند .
بین 50 تا ۶۰ سالگى، مانند روسیه یا کانادا هستند:
بسیار پهناور، آرام و مرز ها بدون مرزبان، اما سرماى زیاد، خلایق را از آنان می رماند..
در سن 60 تا ۷۰ سالگى، مانند انگلستان یا مغولستان اند:
با یک گذشته ى درخشان و بدون آینده .
بعد از ۷۰ سالگى، شبیه آلبانى یا افغانستان اند:
همگان میدانند که در کجایند، اما هیچکس به سراغ شان نمى رود.

جغرافیاى آقایان
از 18 تا 50 سال مثل ایران :
راهنما و حلال مشکلات دنیا ولی در کار خود مانده .
در سن 50 تا 65 سالگى، مانند کشورهای تازه استقلال یافته شوروی سابق:
با یک گذشته ی درخشان.
بعد از 65 سالگى، شبیه عربستان هستند:
همگان فقط به خاطر مال و ثروت به آنها احترام می گذارند .

[ ] [ ] [ شادی ]
من خیلی خوشحال بودم. من و نامزدم قرار ازدواجمون رو گذاشته بودیم. والدینم خیلی کمکم کردند، دوستانم خیلی تشویقم کردند و نامزدم هم دختر فوق العاده ای بود. فقط یه چیز من رو یه کم نگران می کرد و اون هم خواهر نامزدم بود…!
اون دختر باحال، زیبا و جذابی بود که گاهی اوقات بی پروا با من شوخی های ناجوری می کرد و باعث می شد که من احساس راحتی نداشته باشم.
یه روز خواهر نامزدم با من تماس گرفت و از من خواست که برم... خونه شون برای انتخاب مدعوین عروسی!
سوار ماشینم شدم و وقتی رفتم اونجا اون تنها بود و بلافاصله رک و راست به من گفت
اگه همین الان 50 هزار تومان به من بدی بعدش حاضرم با تو...
من شوکه شده بودم و نمی تونستم حرف بزنم.
اون گفت: من میرم توی اتاق و اگه مایلی بیا پیشم.
وقتی که داشت از پله ها بالا می رفت من بهش خیره شده بودم و بعد از رفتنش چند دقیقه ایستادم و بعد به طرف در ساختمون برگشتم و از خونه خارج شدم..
یهو با چهره نامزدم و چشمهای اشک آلود پدر نامزدم مواجه شدم!!
پدر نامزدم من رو در آغوش گرفت و گفت: تو از امتحان ما موفق بیرون اومدی…!
ما خیلی خوشحالیم که چنین دامادی داریم و هیچکس رو بهتر از تو نمی تونستیم برای دخترمون پیدا کنیم. به خانواده ی ما خوش اومدی..

نتیجه اخلاقی: همیشه سعی کنید کیف پولتون رو توی داشبورد ماشینتون بذارید شاید براتون شانس بیاره.

[ ] [ ] [ شادی ]
رفتم پمپ بنزین به یارو میگم ۴۰ تا بزن
میگه ۴۰ لیتر؟
پَـــ نَ پَــــ ۴۰ تا قاشق چای خوری


به دوستم میگم فهمیدی مریم جدا شد؟؟؟ میگه از شوهرش؟؟؟؟؟
پَـــ نَ پَــــ چسبیده بود کف ماهیتابه کفگیر زدم جدا شد


دوستم در یخچالو باز کرده,دیده هیچی توش نیس,میپرسه:واقعا خالیه!؟
پَــ نَ پَـــ هیدنشون کردیم که غریبه ها نبیننشون !!


ادامه مطلب
[ ] [ ] [ شادی ]
نمیدونم چه صیغه ایه؛ بلا که نازل میشه همزمان چندتا با هم از زوایای مختلف جیگرتو حال میارن، نمیدونم چه صیغه ایه این دنیا؛ نه اومدنش دست خودمونه، نه رفتنش
 نمیدونم چه صیغه ایه؛ بعد یه سفر طولانی دستشویی خونه خود آدم یه صیغه دیگه ست، نمیدنم چه صیغه ایه؛ یه مشت بادوم میخوریم آخریش تلخ از آب درمیاد، مزه خوب دهنو عوض میکنه
 نمیدنم چه صیغه ایه؛ هر موقع میخوای شیک صحبت کنی توپق میزنی،  نمیدنم چه صیغه ایه؛ هر چیز خوب تو زندگی یا غیر قانونیه و یا غیر اخلاقی و یا چاق کننده


ادامه مطلب
[ ] [ ] [ شادی ]
زنگ که بزنی آتش نشانی نیم ساعت با بازجویی از شما و گرفتن تلفن و ... با سلام و صلوات می رسه،
اما زنگ بزن گشت ارشاد بگو همسایه روبرویی پارتی گرفته،
قبل از این که گوشی را بگذاری زمین،
با سه تانک و 2 هلیکوپتر از زمین و هوا می ریزن اونجا.
تازه حکم ورود به منزل هم دستشونه ! با همین سرعت !!!!

*********

نمایندگان عزیزمون در مجلس طرح کاهش رابطه با انگلیس رو تصویب کردن.
مثل این می مونه که مثلا استاد اسدی دیوید بکهام رو تو خیابون ببینه بهش محل نذاره!!


ادامه مطلب
[ ] [ ] [ شادی ]
در پی انفجار صورت گرفته در تهران ...
احمدی نژاد : حالا که قادر به محو کردن اسراییل نیستیم ، به حول و قوه الهی ، ایران را از نقشه جهان محو خواهیم کرد !

********
ظهر اعلام کردن 27 نفر تو انفجار کشته شدن
شب اعلام کردن 17 نفر تو انفجار کشته شدن
.
.
.
لابد خبر 20:30 فردا شب اعلام می کنه چند نفر هم تو اون گیر و دار به دنیا اومدن



ادامه مطلب
[ ] [ ] [ شادی ]
به راننده تاکسی میگم سیگارتو خاموش کن به دودش حساسیت دارم، برمیگرده میگه جوونای سن تو کراک میکشن تو به دود سیگار حساسی!!
 
——————————————
هر روز تو دانشگاه میبینیم ۱۰۰ تا دختر مدرسه ای رو به صف کردن، معلمشونم جلو، آوردن بازدید از دانشگاه، مگه باغ وحشه اینا رو هر روز میارین بازدید!!


ادامه مطلب
[ ] [ ] [ شادی ]
یک پزشک و یک مهندس مکانیک در یک مسافرت طولانى هوائى کنار یکدیگر در هواپیما نشسته بودند.

پزشک رو به مهندس کرد و گفت: مایلى با همدیگر بازى کنیم؟


ادامه مطلب
[ ] [ ] [ شادی ]
دلداری غضنفر به دوست دخترش : مهم نیست که قشنگ نیستی! قشنگ اینه که مهم نیستی!!
 
===============================

غضنفر ماشینش پنچر میشه…میره از لوله اگزوز فوت میکنه..دوست غضنفر رد میشه..میگه:خره…تا صبح هم فوت کنی لاستیکت باد نمیشه…چون شیشه های ماشینت پایینه
 
===============================

به غضنفر میگن : تولدت کِیه ؟ میگه : ۵ آذر ، میگن چه سالی ؟ میگه : هر سال
 
===============================

به غضنفر میگن خیلی آقایی. میگه: ما بیشتر!!!
 
===============================

غضنفر و دوست غضنفر میرن مغازه میگن :آقا نوشابه خانواده دارین؟صاحب مغازه میگه:بعله. می پرسن : به آدم مجرد هم میدین؟!
 
===============================

غضنفر میاد تهرون میره هتل..صبح روز اول میره تو رستوران هتل صبحانه بخوره می بینه تابلو نوشته از ساعت ۷الی۱۱ صبحانه...از ساعت ۱۱الی ۵ ناهار و از ساعت ۵الی ۱۱ شب شام سرو می شود..پیش خودش میگه پس من کئ وقت کنم برم شهر رو ببینم؟
 
===============================

غضنفر یه بطری آب معدنی میخره یه کمی ازش میخوره ، به زنش میگه : زن یوخوده آب بیار بریزیم توش خیلی غلیظس !!
 
===============================

وصیت نامه غضنفر :من تمام نمازهایم را خواندم فقط برایم چهل سال وضو بگیرید !!!
 
===============================

به غضنفر میگن : بابات مُرد ، زود بیا خونه ، غضنفر میگه : دروغ میگین یه اتفاقی افتاده نمی خواهید به من بِگِید !!!
 
===============================

غضنفر  نذر میکنه اگه توی امتحان ورود به دانشگاه قبول شد مادرش رو پیاده بفرسته کربلا!!

[ ] [ ] [ شادی ]

مامان و بابا داشتند تلویزیون تماشا می کردند که مامان گفت:"من خسته ام و دیگه دیروقته ، میرم که بخوابم " مامان بلند شد ، به آشپزخانه رفت و مشغول تهیه ساندویچ های ناهار فردا شد ، سپس ظرف ها را شست ، برای شام فردا از فریزر گوشت بیرون آورد ، قفسه ها رامرتب کرد ، شکرپاش را پرکرد ، ظرف ها را خشک کرد و در کابینت قرار داد و کتری را برای صبحانه فردا از آب پرکرد .  پیراهنی را اتو کرد و دکمه لباسی را دوخت . اسباب بازی های روی زمین را جمع کرد و دفترچه تلفن را سرجایش در کشوی میز برگرداند. گلدان ها را آب داد ، سطل آشغال اتاق را خالی کرد و حوله خیسی را روی بند انداخت . بعد ایستاد و خمیازه ای کشید . کش و قوسی به بدنش داد و به طرف اتاق خواب به حرکت درآمد ، کنار میز ایستاد و یادداشتی برای معلم نوشت ، مقداری پول را برای سفر شمرد و کنارگذاشت و کتابی را که زیر صندلی افتاده بود برداشت . بعد کارت تبریکی را برای تولد یکی از دوستان امضا کرد و در پاکتی گذاشت ، آدرس را روی آن نوشت و تمبرچسباند ؛ مایحتاج را نیز روی کاغذ نوشت و هردو را درنزدیکی کیف خودقرارداد.
سپس دندان هایش رامسواک زد.
باباگفت: "فکرکردم ، گفتی داری می ری بخوابی" و مامان گفت:" درست شنیدی دارم میرم."
سپس چراغ حیاط راروشن کرد و درها را بست.
پس ازآن به تک تک بچه ها سرزد ، چراغ ها راخاموش کرد ، لباس های به هم ریخته را به چوب رختی آویخت ، جوراب های کثیف را درسبد انداخت ، با یکی از بچه ها که هنوز بیداربود و تکالیفش را انجام می داد گپی زد ، ساعت را برای صبح کوک کرد ، لباس های شسته شده در ماشین لباسشویی را پهن کرد ، جاکفشی را مرتب کرد و شش چیز دیگر را به فهرست کارهای مهمی که باید فردا انجام دهد ، اضافه کرد . سپس به دعا و نیایش نشست.
درهمان موقع بابا تلویزیون راخاموش کرد و بدون اینکه شخص خاصی مورد نظرش باشد گفت: " من میرم بخوابم" و بدون توجه به هیچ چیز دیگری ، دقیقاً همین کار را انجام داد!

نتیجه گیری

۱- مردها همیشه کارهایشان را درست و به موقع انجام می دهند و وقتی تلویزیون نگاه می کنند قبلا کارهای دیگرشان را انجام داده اند. ولی زنها بسیار بی برنامه و نامرتب هستند. در صورتیکه کلی کار نکرده دارند نشسته اند و تلویزیون نگاه می کنند.
۲-  مردها بسیار راستگو هستند. ولی زنها دورغگو هستند و بجای اینکه بگویند من می روم کارهای نکرده ام را انجام بدهم الکی می گویند من میروم بخوابم.

[ ] [ ] [ شادی ]
در روایت آمده که مرد واقعی کسی است که وقتی می خواهد وارد خانه شود در را با باسن خود باز و بسته کند...نه به علت اشتغال زایی برای باسن ، بلکه به دلیل اینکه در یک دست گوشت و مرغ و در دست دیگرش نان بربری دو رو خشخاش است...

**********

جزوه امتحانی چیست ؟

جسمی است سمی که در اولین تماس با دستها یا حتی نگاه کردن در کوتاه ترین زمان ممکنه انسان را به خوابی عمیق فرو می برد

***********

مشترک گرامی با خرید 1000000000 تومان شارژ دیگر 54 ریال شارژ رایگان به حساب شما واریز میشود


ادامه مطلب
[ ] [ ] [ شادی ]
راهبه ای در یک صومعه بسیار منطقی فکر میکرد و به همین سبب به خواهر منطقی معروف شده بود.
شبی باتفاق راهبه دیگری به صومعه مراجعت میکردند که متوجه شدند مردی آنها را تعقیب میکند. دوستش پرسید چی فکر میکنی؟ گفت منطقی است که فکر کنیم او در صدد است به ما تجاوزکند. دوستش گفت حالا چیکار کنیم؟ گفت منطقی است که از هم جدا شیم، هر دوی ما را که نمیتواند تعقیب کند.
جدا شدند و دوستش سراسیمه خود را به صومعه رساند در حالیکه مردک بدنبال خواهر منطقی رفت بعد از مدتی خواهر منطقی هم وارد شد، و ماجرا را تعریف کرد.
گفت مردک به من نزدیک شد و من منطقی دیدم که دامن خودم را بزنم بالا دوستش پرسید او چی کار کرد؟ گفت او هم شلوار خود را کشید پایین. پرسید خب، بعدش چی شد؟ گفت خب، نتیجه منطقی این شد که من با دامن بالا زده خیلی سریع تر میتوانستم بدوم تا اون که شلوارش پایین بود و به این ترتیب تونستم از دستش در برم بیام اینجا

[ ] [ ] [ شادی ]
توضیح: در اکثر موارد برای متوجه شدن موضوع باید کلمه فارسی رو انگلیسی تصور کنید و بالعکس و یا تلفظ واژه را تغییر دهید و یا لغت را به چند قسمت تقسیم کنید و سپس معنی کنید


Keyboard
چه کسی برنده شد؟

Communication Board
کامیون کی شن ها رو برد؟

Morphine
باید بیشتر فین کنی.

سوگند
بسیار مزخرف، خیلی‌ بد

MissCall
دختر نا بالغ را گویند -دوشیزه ی کال.

Freezer
حرف مفت -زر مفت


ادامه مطلب
[ ] [ ] [ شادی ]
روزی شیخ از بازار گذر کردی.  گوسفند مذبوحی را دید در قصابی آویزان و مردمان هیچ یک توان و یارای خرید نداشتندی. شیخ فرمود : عمر این گوسفند بعد از مرگ درازتر است از عمرش قبل مرگ.
و مریدان مدهوش گشتند و نعره ها زدند.

**********

آورده اند که : هدفمندی یارانه ها تاثیر چندانی بر قیمت مسکن ندارد. شیخ را گفتند این تاثیر “نه چندان زیاد” چقدر است؟ شیخ فرمود پنجاه شصت میلیون ناقابل !
و مریدان گریستند و یقه را پاره کردند.

**********

روزی شیخ در اینترنت به صفحات فیلتر شده می نگریست و می فرمود : در اینجا چیزی می بینم که شما نمی بینید.
گفتند چه چیز می بینی یا شیخ؟
فرمود : آزادی مطلق !
و مریدان گریستند.

**********
شیخ را گفتند نیاز به مسکن کم شده.
شیخ بگفت : و نیاز به قبر زیاد !
و مریدان گریستندی.

**********
روزی شیخ را گفتند چرا هواشناسی دمای هوا را کم اعلام همی کردندی ؟
گفت : از برای اینکه مردمان خنک تر گردند.
و مریدان نعره زدند و از هوش رفتند.

**********
گفتند قیمت زرد آلو آذربایجان ۵۵۰۰ است.
گفت خب نخرید.
مریدان سر به دیوار کوفتندی.

**********
روزی پرسیدند فزودن قیمت گاز از برای چیست ؟
فرمود از برای رونق نساجی و هاکوپیان.
و مریدان همی گریستند.

**********
شیخ روزی با مریدان از بازار میوه فروشان گذر کرد و گیلاسی دید که کرمی در آن لولیده و به ولع تمام گیلاس همی خورد.
شیخ گریست و فرمود : خوشا به آن کرم و توانگریش . عمری زیستم و نتوانستم چارکی گیلاس بخرم.
دست ما کوتاه و خرما بر نخیل
آسمان و زمین بر ما شده بخیل
و مریدان رم کردند و سر به بیابان گذاشتند.

***********
روزی از شیخ پرسیدند اگر زنان همه چادری و تمام حجاب شوند دیگر چه چیز مردان را فاسد کند ؟
گفت : دماغ زنان !
و مریدان فغان کردند و نعره ها زدند.

**********
در ظهر تابستانی شیخ فرمود : هوا بس ناجوانمردانه گرم است.
و مریدان گریستند.
شیخ گفت : زقنبوت ! هرچه که من می گویم که نباید بگریستید !
و مریدان غش غش خندیدند !

[ ] [ ] [ شادی ]
به شماره مربوط به هر سرویس یک SMS خالی ارسال کنید ، سپس اندکی صبر کنید تا خدمات مربوطه برای شما SMS شود:

۱۰۰۰۳۸۰: جک، با ارسال یک اس ام اس که در آن تعداد جک درخواستی نوشته شده است برای شما یک جک ارسال میشود.

۱۰۰۰۳۸۱: سرویس حدیث.

۱۰۰۰۳۸۲: سرویس نهج البلاغه.

۱۰۰۰۳۸۳: سخن روز.

۱۰۰۰۳۸۴: آیا میدانید؟

۱۰۰۰۳۸۵: سر کاری.

۱۰۰۰۳۸۶: سرویس عاشقانه.

۱۰۰۰۳۸۷: سرویس پند آموز.

۱۰۰۰۳۸۸: فال حافظ.

۱۰۰۰۳۹۱:اس ام اس چیستان.

۱۰۰۰۳۹۲: ساعت کشور ها.

۱۰۰۰۳۹۳: ترین ها (بهترین ها و بد ترین ها).

۱۰۰۰۳۹۴: مکان های دیدنی هر شهر.

۱۰۰۰۳۹۵: پیام سلامتی.

۱۰۰۰۳۹۶: محاسبه مسافت بین شهر ها.

۱۰۰۰۳۹۷: فیلم های روی پرده سینما.

۱۰۰۰۳۹۸: زمان پخش برنامه های تلوزیون.

۱۰۰۰۳۹۹: شش تیم اول لیگ فوتبال کشور.

۱۰۰۰۴۰۰: بازی پیشنهادی.

۱۰۰۰۴۰۱: جدید ترین نرم افزار.

۱۰۰۰۳۵۵: اس ام اس whois در صورتی که نام سایت مورد نظر خود را برای این سرویس ارسال کنید مشخص میشود که این سایت Available است یا خیر.

۱۰۰۰۳۵۷: استخاره با ارسال یک اس ام اس به این شماره سیستم به طور خود کار برای شما استخاره میگیرد  و جواب استخاره را برای شما ارسال میکند.

۱۰۰۰۳۵۸: آب و هوا، با ارسال نام شهر مورد نظر به این شماره وضعیت آب و هوای آن شهر برای شما ارسال میشود.

۱۰۰۰۳۵۹: قرآن، با ارسال یک اس ام اس که ابتدا شماره سوره و سپس شماره آیه و سپس حرف F یا A (برای فارسی یا عربی بودن آیه) در آن باشد.

۱۰۰۰۳۷۰: دیکشنری، با ارسال یک لغت انگلیسی به این شماره معنی فارسی آن برای شما ارسال میگردد.

[ ] [ ] [ شادی ]
خدایا پس چرا من زن ندارم؟
زنی زیبا و سیمین‌تن ندارم؟
دوتا زن دارد این همسایه ما
همان یک‌دانه را هم من ندارم
آژانس ملکی امشب گفت با من:
مجرد بهر تو مسکن ندارم
چه خاکی بر سرم باید بریزم؟
من بیچاره آخر زن ندارم!


خداوندا تو ستارالعیوبی
و بر این نکته سوء‌ظن ندارم
شدم خسته دگر از حرف مردم
تو می‌دانی دل از آهن ندارم
تجرد ظاهرا عیب بزرگی‌است
من عیب دیگری اصلا ندارم!

خودم می‌دانم این "اصلا" غلط بود
در اینجا قافیه لیکن ندارم
تو عیبم را بپوش و هدیه‌ای ده
خبر داری نیکول کیدمن ندارم؟
اگر او را فرستی دیگر از تو
گلایه قد یک ارزن ندارم

[ ] [ ] [ شادی ]
محققان انگلیسی در یک تحقیق آماری کاملاً جدی اما عجیب نشان دادند که افراد متولد هر ماه در آینده چه مشاغلی را انتخاب خواهند کرد.

به گزارش خبرگزاری مهر، دانشمندان علم نجوم بارها تائید کرده اند که طالع بینی از روی حرکت ستارگان و کواکب و یا کف بینی ریشه علمی ندارد.

شاید به همین منظور پژوهشگران اداره ملی آمار انگلیس در یک تحقیق کاملاً جدی و با استفاده از اطلاعات تازه ترین سرشماری ماههای تولد افرادی را که در ۱۹ شغل مختلف مشغول به کار هستند تجزیه و تحلیل کرده و نوع ارتباط میان ماه تولد و شغل آینده را تعیین کردند.

برپایه این بررسیها برای مثال بیشتر دندانپزشکان متولد ماه دسامبر هستند درحالی که ماه فوریه برای پرورش هنرمندان ماه ایده آلی است.

پیک تعداد پزشکان عمومی و ماموران مالیات در ماه ژانویه افزایش می یابد. ماه مارس برای خلبانان و موسیقیدانان ماه مناسبی است.

ماه ژوئن مهد روسای شرکتها و برندگان نوبل است. به طوریکه از ۲۲ نفر از آخرین برندگان نوبل ۵ برنده متولد این ماه هستند.

اما ماههای تابستان برای فوتبالیست شدن خوب نیست، هرچند می توانید امیدوار باشید که فرزند تابستانی شما از این شانس برخوردار باشد که روزی رئیس جمهور شود. در واقع "بیل کلینتون" و "باراک اوباما" مهر تائیدی بر این ادعا هستند.

براساس گزارش دیلی میل، تعداد بناها و آریشگرها در ماه سپتامبر افزایش می یابد. درحالی که ماه نوامبر دوره تولید بیماران اسکیزوفرنی و قاتلان سریالی است.

متولدین آوریل بهتر است کاملاً نا امید شوند. این افراد ضریب هوشی پایینی دارند و ممکن است دیکتاتور شوند. به طوریکه صدام و هیتلر متولد این ماه هستند. البته نباید چندان نا امید شد. چون نوابغی چون چارلی چاپلین هم متولد این ماه هستند. شاید هم یکروز ملکه شدید و سالیان طولانی به ملکه بودن خود ادامه دادید (ملکه الیزابت دوم متولد آوریل است).
ارتباط میان مشاغل و ماههای تولد از دیدگاه اداره آمار انگلیس:

ژانویه: درصد بالای پزشکان عمومی و ماموران مالیات

فوریه: ماه مناسب برای هنرمندان و کنترل کننده های ترافیک

مارس: خلبانان و موسیقیدانان

آوریل: ضریب هوشی پایین تر از حد متوسط و تولید دیکتاتور: صدام، هیتلر- شاید هم نابغه شدید: چارلی چاپلین

می: چند فوتبالیست از جمله دیوید بکهام و تعداد بیشتری سیاستمدار (جان اف کندی و تونی بلر)

ژوئن: ماه ایده آل برای روسای شرکتها و برندگان نوبل

جولای: ماه مناسب برای بناها، رانندگان قطار، آرایشگرها و آدمهایی که از راههای عجیبی معروف می شوند: جولین آسانژ، جی. کی رولینگ، دانیل ردکلیف (بازیگر هری پاتر)

آگوست: بازهم تعداد زیادی بنا اما رئیس جمهور هم در این ماه زیاد متولد شده است: باراک اوباما و بیل کلینتون.

سپتامبر: فوتبالیستها و افراد معروف دانشگاهی

اکتبر: ماه مناسب برای کسانی که می خواهند عمر طولانی داشته باشند. به طورمتوسط متولدین این ماه ۲۱۵ روز بیشتر از متولدین ماه مارس زندگی می کنند.

نوامبر: این احتمال وجود دارد که به یک قاتل زنجیره ای و یا بیمار اسکیزوفرنی تبدیل شوید.

دسامبر: متوسط تعداد دندانپزشکان در این ماه زیاد است.

[ ] [ ] [ شادی ]
مزدا ۳۲۳ قرمز رنگ، تا به نزديكي دختر جوان رسيد به طور ناگهاني ترمز كرد. خودرو چند قدم جلوتر از دختر جوان از حركت ايستاد، اما راننده، خودرو را به عقب راند، تا جايي كه پنجره جلو دقيقا روبروي دختر جوان قرار گرفت .

اين اولين خودرويي نبود كه روبروي دختر توقف مي كرد، اما هريك از آنها با بي توجهي دختر جوان، به راه خود ادامه مي دادند.

دختر جوان، مانتوي مشكي تنگي به تن كرده بود كه چند انگشتي از يك پيراهن بلند تر بود. شلواري هم كه تن دخترك بود، همچون مانتويش مشكي بود و تنگ مي نمود كه آن هم كوتاه بود و تا چند سانتي پايين تر از زانو را مي پوشاند. به نظر مي آمد كه شلوار به خودي خود كوتاه نيست و انتهاي ساق آن به داخل تا شده.


ادامه مطلب
[ ] [ ] [ شادی ]
چهار برادر ، خانه شان را به قصد تحصيل ترك كردند و دكتر،قاضي و آدمهاي موفقي شدند.

چند سال بعد،آنها بعد از شامي كه باهم داشتند حرف زدند. اونا درمورد هدايايي كه تونستن به مادر پيرشون كه دور از اونها در شهر ديگه اي زندگي مي كرد ، صحبت كردن.

اولي گفت: من خونه بزرگي براي مادرم ساختم .

دومي گفت: من تماشاخانه (سالن تئاتر) يكصد هزار دلاري در خانه ساختم.

سومي گفت : من ماشين مرسدسي با راننده تهيه كردم كه مادرم به سفر بره.

چهارمي گفت: گوش كنيد، همتون مي دونيد كه مادر چقدر خوندن كتاب مقدس را دوست داشت و ميدونين كه ديگه هيچ وقت نمي تونه بخونه ، چون چشماش خوب نمي بينه. من ، راهبي رو ديدم كه به من گفت يه طوطي هست كه ميتونه تمام كتاب مقدس رو حفظ بخونه . اين طوطي با كمك بيست راهب و در طول دوازده سال اينو ياد گرفت. من ناچارا" تعهد كردم به مدت بيست سال و هر سال صد هزار دلار به كليسا بپردازم. مادر فقط بايد اسم فصل ها و آيه ها رو بگه و طوطي از حفظ براش مي خونه. برادراي ديگه تحت تاثير قرار گرفتن.

پس از ايام تعطيل، مادر يادداشت تشكري فرستاد. اون نوشت: ميلتون عزيز، خونه اي كه برام ساختي خيلي بزرگه ..من فقط تو يك اتاق زندگي مي كنم ولي مجبورم تمام خونه رو تميز كنم.به هر حال ممنونم.

مايك عزيز،تو به من تماشاخانه اي گرونقيمت با صداي دالبي دادي.اون ،ميتونه پنجاه نفرو جا بده ولي من همه دوستامو از دست دادم ، من شنوايييم رو از دست دادم و تقريبا ناشنوام .هيچ وقت از اون استفاده نمي كنم ولي از اين كارت ممنونم.
ماروين عزيز، من خيلي پيرم كه به سفر برم.من تو خونه مي مونم ،مغازه بقالي ام رو دارم پس هيچ وقت از مرسدس استفاده نمي كنم. اين ماشين خيلي تند تكون مي خوره. اما فكرت خوب بود ممنونم

ملوين عزيز ترينم ،تو تنها پسري هستي كه با فكر كوچيكت بعنوان هديه ات منو خوشحال كردي.

جوجه ، خيلي خوشمزه بود!! ممنونم !!


ادامه مطلب
[ ] [ ] [ شادی ]
جك و دوستش باب تصميم مي گيرند براي تعطيلات به اسكي برند.

با همديگه رخت و خوراك و چيزهاي ديگرشان را بار ماشين جك مي كنند و به سوي پيست اسكي راه مي افتند.

پس از دو سه ساعت رانندگي، توفان و برف و بوران شديدي جاده را در بر گرفت چراغ خانه اي را از دور مي بينند و تصميم مي گيرند شب را آنجا بمانند تا توفان آرام شود و آنها بتوانند به راه خود ادامه دهند.

هنگامي كه نزديكتر مي شوند مي بينند كه آن خانه در واقع كاخيست بسيار بزرگ و زيبا كه درون كشتزار پهناوريست و داراي استبلي پر ازاسب و آن دورتر از خانه هم طويله اي با صدها گاو و گوسفند است.


ادامه مطلب
[ ] [ ] [ شادی ]

آن یکی می‌رفت بر ماشین سوار
خانمی را تور زد در رهگذار

نرخ طی کردند و با هم ساخته
حرفشان در راه، گل انداخته

گفت دختر: کار من این کار نیست
علتش البته جز اجبار نیست

نامزدی دارم ز نسل مؤمنین
با تعصب، اهل سنّت، اهل دین

من که سالِ پیش یاری داشتم
پس بکارت را محل نگذاشتم

چون نمانده مهلتی تا روز عقد
چون ندارم وجه لازم، پول نقد

آمدم اینجا که هرجوری که هست
خرج دوخت و دوز را آرم به دست

نیست گرچه باکره، خود شوهرم
زین گمان شادست که: من دخترم!

پس ندارم چاره غیر از دوختن
ورنه می‌باید که عمری سوختن!

تن‌ فروشی می‌کنم با قلب صاف
تا که باشم باکره شام زفاف
[ ] [ ] [ شادی ]
1- براي رفتن به مسافت هاي دور حتي الامكان از پاهايتان استفاده كنيد و سعي كنيد تا جايي كه مي توانيد از سوار شدن به وسايط نقليه علي الخصوص هواپيما خودداري كنيد.

2- به تير غيب گرفتار نشويد و اين تير غيب قبلاً ضرب المثل بوده اما الان حقيقت داره و تير غيب به تيري گفته مي شه كه از يه جايي مثل پشت بوم شليك ميشه و مستقيم مياد ميخوره به گلوي شما و بعدشم معلوم ميشه كه احتمالاً توسط خودتون شليك شده!!!

3- به بدنسازي نرويد و هيكل گنده نكنيد. تناسب اندام حق مسلم شما نيست زيرا باعث مي شود بعداً با چاقو پاره تان شود!

4- درس نخوانيد، مدارك علمي نگيريد، در علم پيشرفت نكنيد و دانشمند نشويد تا ترور نشويد.

5- دختر نشويد وگرنه دزديده مي شويد و مورد تجاوز واقع مي شويد. از آنجايي كه اين امر زياد دست خودتان نيست سعي كنيد اگر خداي نكرده دختر شديد و مورد تجاوز قرار گرفتيد دستتان را به زمين تكيه دهيد و از سكستان لذت ببريد!

6- اگر ديديد خودروي نيروي انتظامي از دور دارد مي آيد آنجا نمانيد و سريع خودتان را پشت درختي، بوته اي چيزي قايم نماييد.

7- به خواستگارتان جواب منفي ندهيد حتي اگر طرف چيزي تو مايه هاي حيوان بود، در واقع اگر ديديد طرف حيوان است حتماً جواب مثبت دهيد تا بعداً فوق فوقش شبي دو سه بار كتك بخوريد به جاي اينكه يكباره 56 ضربه چاقو بخوريد يا در اثر اسيدپاشي تا ابد كور بمانيد!

8- سبزي، ميوه و گوشت نخوريد چرا كه يا وبا مي گيريد يا تب كنگو!

9- مريض شديد به بيمارستان نرويد وگرنه در صحرا رهايتان مي كنند تا بميريد.

10- و آخر سر اينكه اين 9 تا نكته را شوخي نگيريد!

[ ] [ ] [ شادی ]
بعد از اين كه مدت ها دنبال دختري باوقار و باشخصيت گشتيم كه هم خانواده ي اصيل و مؤمني داشته باشد و هم حاضر به ازدواج با من باشد، بالاخره عمه ام دختري را به ما معرفي كرد.وقتي پرسيدم از كجا مي داند اين دختر همان كسي است كه من مي خواهم، گفت:راستش توي تاكسي ديدمش.از قيافه اش خوشم آمد.ديدم هماني است كه تو مي خواهي.وقتي پياده شد، من هم پياده شدم و تعقيبش كردم.دم در خانه اش به طور اتفاقي بابايش را ديدم كه داشت با يكي از همسايه ها حرف مي زد.به ظاهرش مي خورد كه آدم خوبي باشد.خلاصه قيافه ي دختره كه حسابي به دل من نشسته بود،گفتم: من هر طور شده اين وصلت را جور مي كنم.


ادامه مطلب
[ ] [ ] [ شادی ]

يك پسر تگزاسي براي پيدا كردن كار از خانه به راه افتاده و به يكي از اين فروشگاه هاي بزرگ كه همه چيز ميفروشند (Everything Under a Roof) در ايالت كاليفرنيا ميرود. مدير فروشگاه به او مي گويد يك روز فرصت داري تا به طور آزمايشي كار كرده و در پايان روز با توجه به نتيجه كار در مورد استخدام تو تصميم مي گيريم.

در پايان اولين روز كاري مدير به سراغ پسر رفت و از او پرسيد كه چند فروش داشته است؟

پسر پاسخ داد كه يك فروش!

مدير با تعجب گفت: تنها يك فروش؟ متقاضيان بي تجربه در اينجا حدقل 10 تا 20 فروش در روز دارند. حالا مبلغ فروشت چقدر بوده است؟

پسر گفت: 134999.50 دلار.

مدير تقريبا فرياد كشيد: 134999.50 دلار؟ مگه چي فروختي؟

پسر گفت:اول يك قلاب ماهيگيري كوچك فروختم، بعد يك قلاب ماهيگيري بزرگ، بعد يك چوب ماهيگيري گرافيت به همراه يك چرخ ماهيگيري 4 بلبرينگه. بعد پرسيدم كجا ميريد ماهيگيري؟ گفت: خليج پشتي.من هم گفتم پس به قايق هم احتياج داريد و يك قايق توربوي دو موتوره به او فروختم.بعد پرسيدم ماشينتان چيست و آيا ميتواند اين قايق را بكشد؟ كه گفت هوندا سيويك.پس منهم يك بليزي 4WD به او پيشنهاد دادم كه او هم خريد.

مدير با تعجب پرسيد:او آمده بود كه يك قلاب ماهيگيري بخرد و تو به او قايق و بليزر فروختي؟

پسر به آرامي گفت: نه، او آمده بود يك بسته نوار بهداشتي بخرد كه من گفتم پس ر..ه شده به آخر هفته ات. بيا يك برنامه ماهيگيري ترتيب بدهيم!!!!!!!

[ ] [ ] [ شادی ]

شيرازي

انگليسي

مي نه؟

Am I right

ها والوو

Yes

نه كاكو

No

نه عامو؟؟

Really!!!

يا ابالفضل

Oh my God!

بري چي چي؟

Why?

كاري باري؟

bye

گاسم

maybe

عامو برو او ور بيزو باد بياد

leave me alone

عامو كله پرك گرفتم

you made me confused

ووي عامووو!!!

Wow!!!

بي اينجو

come here

عامو ولش كن،حوصله داري شمو هم ماشاللو

Take it easy

جونم مرگ نشي

so cute

همي‌ نه‌

that’s true

ارسيو زدم زير چلم گوروختم!

I took my shoes and escaped!

فلكه ي گازو

Gas Square

قايم

Hard

نيوار

Tape

هالو چي خبره؟

Slow down!

جيگري بشي

You are disgusting

آفتوو

Sunshine

باريكلوو

Great

بونه

Excuse

گمپ گلم

Dear

عامو بپوكي

when sb eats too much

صبرم بده، امونم بده

wait

خوبوو

good quality

كلپوك

lizard

دست نماز

washing yourself before praying

جنماز

a square shape device that you can pray on it

باكيت ني؟

How are you

[ ] [ ] [ شادی ]

زن و مردي به دفتر مشاوره زناشوئي مراجعه ميكنند

مشاور ميگه چه كمكي از دست من بر مياد؟
مرد ميگه ما سكس ميكنيم شما ايرادات ما رو بهمون بگيد
مشاور با تعجب زياد قبول ميكنه
بعد از اتمام كار ميگن چطور بود ؟ مشاور ميگه هيچ ايرادي نداشت
زن و مرد پنجاه دلار ويزيت مشاور رو پرداخت ميكنن و ميرن
هفته بعد باز هم همون دو نفر مراجعه ميكنن و همون درخواست رو دارن
مشاور باز هم با تعجب قبول ميكنه
سه ماه اين روش ادامه پيدا ميكنه مشاور بعد از سه ماه به مرد ميگه حالا من
يه سوال از شما دارم .
شما از اين كار چه نفعي مي بريد كه سه ماه هر ماه چهار بار هر بار پنجاه دلار ميپردازيد كه من نحوه سكس شما رو تاييد كنم؟
مرد ميگه
ما دنبال چيزي نيستيم
اين خانم شوهر و بچه داره پس خونه اونا نميتونيم بريم
من هم زن و بچه دارم پس خونه ما هم نميتونيم بريم
مسافر خونه ۹۸ دلاره هتل هم ۱۳۸ دلاره
ولي ويزيت شما ۵۰ دلاره كه ۴۳ دلار اون رو بيمه پرداخت ميكنه

قيافه مشاور بعد از اين اقرار ديدني بوده نه؟

[ ] [ ] [ شادی ]
زن و مرد از راهي مي رفتند، ماموران آنها را ديدند وآنها را خواستند!
پرسيدند شما چه نسبتي با هم داريد؟
زن و مرد جواب دادند زن و شوهريم
ماموران مدرك خواستند،
زن و مرد گفتند نداريم !
ماموران گفتند چگونه باور كنيم كه شما زن و شوهريد ؟!
زن و مرد گفتند براي ثابت كردن اين امرنشانه هاي فراواني داريم ... !

ادامه مطلب
[ ] [ ] [ شادی ]
درباره وبلاگ
امکانات وب